امضاي مرموز

 

ژرژ سيمنون

كريم كشاورز

 

انتشارات نگاه

مردي با نامه اي نزد پليس آمده او مدعي است مي خواسته مطلبي را يادداشت كنه و در كافه كاغذي گرفته است كه بعد ديده اثرات نامه قبلي روي آن است كه نوشته در ساعت 5 زن غيب گو كشته خواهد شد . پليس سعي مي كنه مانع از اين امر بشه ولي نهايت در ساعت 5 جسد يك زن غيب گو توي خونه اش پيدا مي شه و مرد ديوانه اي هم در آشپزخانه زنداني بوده و ....

بد نبود اون قدرها برام جذاب نبود يعني زياد نمي شد درگيرش شد هر چند آخراش قشنگ مي شد ولي در مجموع اولش كند حركت مي كرد و شما هيچ سرنخي نداشتيد .

در مورد آقاي سيمنون بايد بگيم كه موقع جنگ گشتاپو به يهويد بودنش شك مي كنه و بنابرين اونم فرار مي كنه به آمريكا مي ره و مدتي ساكن اونجا مي شه .