X
تبلیغات
معرفی کتاب

چشمهایش می خندد

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا- قطره

دختری به نام یلدا با مادر و دخترش کاملیا در خانه ای زندگی می کنند . همسایه جدید برای آنها آمده . مادر یلدا مریض است و از نوه اش نیز بیزار می باشد او یلدا را کاملا برای خودش می خواهد ....

نمایش خیلی مختصریه بیشتر از این نمی شه توضیح بدم راستش اصلا دوسش نداشتم یک جور هندی بازی بود به نظرم منطقی قاعده ای چیزی پشتش نبود و حرفی هم که می خواست بگه تکراری بود . خوشم نیومد .

اینم پرونده خانم یثربی که دیگه در همین جا می بندمش و در مجموع می تونم بگم ازش خوشم می یاد حالا شاید نه خیلی اما دوسش دارم .

 

قسمت زیبایی از کتاب

آدم هر کاری را که یه زمانی انجام بده ، دوباره می تونه تکرارش کنه . البته اگه بخواد .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 22:14 توسط فرانک |

آخرین پری کوچک دریایی

 

چیستا یثربی

 

انتشارات قطره – نامیرا

حوا یک مدرسه شبانه روزی دخترانه داره که دخترش کیارا دبیر ریاضی اونجاست همه معلم ها و مستخدمه مدرسه زن هستند به جز استاد فلسفه که مردی به نام میکائیل است . ناگهان بیماری عجیبی شبیه پری زدگی و جن زدگی در بین دختران ظاهر شده و آنها خود را پری دریایی می پندارند .

بد نبود اما چندان هم خوشم نیومد راستش بیشتر از همه انتخاب اسامی دلمو می زد نمی خوام با نحوه بدی بگم ولی منو یاد دخترای چارده پنزده ساله می انداخت که می خوان یک داستانی چیزی بنویسن می یان همه اسمای به نظر خودشون شیک و پیک را توش جا می دن . خیلی منو نگرفت اما بدم نیست . کتاب برنده جایزه دو سالانه ادبیات نمایشی ایران بوده .  

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زن نه تنها خودش موجود پیچیده اییه بلکه همه چیز رو هم پیچیده می کنه .

 

وقتی آدم از همه چیز نفرت داشته باشه خوشبخته . چون دیگه ترس از دست دادن چیزی رو نداره و نه آرزوی به دست آوردن چیزی رو . نه می ترسه نه غمگین می شه ... فقط فرار می کنه از همه چیز از همه کس ...

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 19:5 توسط فرانک |

سلام خانم جنيفر لوپز

 

چيستا يثربي

 

انتشارات ناميرا

يك مجموعه داستان كوتاه از خانم يثربي . تعداد داستان ها خيلي بالاست براي همين نمي نويسم اسم تك تك را بالاي 50تاست و خيلي هم كوتاهن . داستان هايي هستن كه قبلا ايشون توي مجلات و جاهاي مختلف چاپ كرده بودند . البته حال و هواهاي هماهنگي هم دارند در مورد عشق زن ها استحلاله ها تبديل شدن ها گم شدن ها هزيان ها و خيلي هم به سينما رجوع مي كنه و از شخصيت هاي سينمايي توشون ياد مي كنه مثلا دختري كه شرط ازدواجش اينه كه مرد عاشق كارگردان مورد علاقه اش باشه يا دختري كه شبيه جنيفرلوپز هست هنرپيشه مشهوري كه مي ميره و روحش به دنيا برمي گرده ....

موضوعات رئالي نيست آدم هايي كه مرده اند اما راحت رفت و آمد دارند افرادي كه خودشون را توي جا و موقعيت ديگه مي بينن و ....

من دوسش داشتم و جدا لذت بردم از خوندنش نمي گم خيلي نابه اما براي من يكي جذاب و قشنگ بود و حس خوشايندي مي داد خوندنش .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

آه خدايا چه قدر بد است كه هم باشي و هم نباشي .

 

اولش قرار است همه چيز فقط يك فيلم باشد ... هيچ كداممان هيچ چيز را جدي نمي گيريم مگر اين كه به سرمان بيايد...

 

هر كسي عشقش در دل تو بميرد انگار خودش مرده...

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 10:38 توسط فرانک |

زنان مهتابی ، مرد آفتابی

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

کتاب شامل دو نمایش نامه است اول زنان مهتابی ، مرد آفتابی که با نگاه به 4 داستان عطار نیشابوری نوشته شده و حکایت عارفی است که اجساد دخترانی را در حجره اش می یابد . این نمایش در جشنواره تئتار فجر بیشترین تعداد جوایز را از آن خودش کرد از جمله جایزه اول نمایش نامه نویسی .

دو مرغ آخر عشق که بر اساس منطق الطیر عطار و دو داستان از الهی نامه نوشته شده و داستان عشق و عاشقی و حیات مجدد به خاطر عشق است .

اصلا خوشم نیومد به همون دلیل شدید سمبلیک بودند که من باهاش رابطه ای ندارم و خوب درکش نمی کنم در ضمن این که کلا عطار و عرفان و این جور چیزا هم چندان مورد علاقه من نیست .

خانم یثربی از نویسنده های تهرانی کشور هستند .

پ . ن : دارم می رم مسافرت مدتی نیستم

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 23:6 توسط فرانک |

یک شب دیگر هم بمان سیلویا

 

چیستا یثربی

 

انتشارات قطره

سیلویا پلات شاعر آمریکایی هست که با بیماری افسردگی دست به گریبان بوده با شاعر بزرگ تد هیوز ازدواج می کنه و نهایتا هم خودشو می کشه که خیلی ها دلیل اون را بی بند و باری شوهرش می دونند این نمایش هم یک گذری هست بر همین مطالب

دوست نداشتم خیلی نمادین بود و من این مدل داستان یا نمایش نامه را نمی پسندم . البته این نمایش نامه از آثار تحسین شده جشنواره فجر و نمایش منتخب هیئت بازبینی اون جشنواره بوده و در جشن خانه تئاتر هم بازیگر زن این نمایش عنوان بهترین بازیگر را از آن خودش می کنه .

 

قسمت زیبایی از کتاب

خدایا بهت احتیاج دارم ، به عشقت ، به گرمات ، به کلمه ت ، یه چیزی بگو خدا ، یه چیزی بگو ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 20:32 توسط فرانک |

زنی که تابستان گذشته رسید

 

چیستا یثربی

 

انتشارات قطره

پسر بزرگ خانواده سیاوش فوت کرده پدر معتقد است او به قتل رسیده و خانواده از هم پاشیده مادر افسرده است پسر و دختر کوچک تر ناشادند و همه رویای پدر درباره سیاوش است . در همین زمان است که مرجان مستاجری برای اتاق سیاوش از راه می رسد و ...

خوشم نیومد از این یکی . شاید این دیدش جالب بود این که یک انسان را یک حقیقت را هر کدوم یک جور می بینیم اما در مجموع برای من چیز خاصی نبود از روندش زیاد راضی نبودم گرم نبود انگار آدم به فکر دنباله قصه نبود .

خانم یثربی دکترای روان شناسی از دانشگاه الزهرا دارن .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بعضی وقتا چیزا اون جوری پیش نمی ره که آدم دلش می خواد ، یعنی اصلا یه جور دیگه می شه ، انگار آدم داره خواب می بینه ...

 

خیلی وقتا آدم نمی دونه چه مرگشه . آدم دلش می خواد درباره ش با یکی حرف بزنه ، ولی نمی دونه با کی . اگرم یکی پیدا بشه ، آدم نمی دونه از کجا شروع کنه .

 

هیچ مرگی عادی نیست آقا . اونم برای کسایی که دوستشون داریم ... هیچ وقتم عادی نمی شه .

 

حقیقت هیچی نیست ، هیچی جز اون چیزی که ما دلمون می خواد باشه .

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 18:48 توسط فرانک |

بادها برای که می وزند

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

زن و مرد راهی سفر هستند اما پلیس سر رسیده و مانع از سفر کردنشان می شود ظاهرا دخترکی 13 ساله در زیر پل به قتل رسیده و خبر داده اند که دختر آنهاست اما همه چیز به گونه ای عجیب است زن و مرد حتی اسم دختر را بازگو نمی کنند ....

قشنگ بود هم ایده اش را دوست داشتم هم اون همه احساسی را که داخلش بود ساده بود خیلی ساده و صمیمی .

ظاهرا نمایش عروسک فرانسوی با برداشت از این کتاب اجرا شده .

خانم یثربی مدرس دانشگاه الزهرا بودند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

با مرگ هر بچه ، یه چیزی تو دنیا می میره ...

 

کیه که از صبح تا شب هزار بار قاتل آرزوهاش نشه ... ولی آدم به همه چیز عادت می کنه

 

ویدا : تو منو دوست داری ؟
سهراب : آره .
ویدا : حتی اگه نتونم بچه ای به دنیا بیارم ؟
سهراب : آره .
ویدا : حتی اگه دوستت نداشته باشم ؟
سهراب : آره . احمق جون دوستت دارم .  

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:47 توسط فرانک |

 

 

شعبده و طلسم

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

یک نمایشنامه خیلی کوتاه در مورد بازگیری است که عشق و شادی را بازی می کند بدون آنکه خود سهمی داشته باشد مردم را می خنداند و خود خنده را فراموش کرده و این بازیگر حین گفتن از خودش حکایت های قدیمی را نیز نقل می کند . یک نمایش تک پرده ای با تنها یک بازگیر .

خوب بود در مجموع دلنشین بود خیلی خوب نه اما خوب . راستش نقال یک سری افسانه تعریف می کرد و من خودم این داستان های قدیمی و افسانه وار را دوست دارم و اینم برام جذاب ترش می کرد .

این نمایش برنده بهترین نمایشنامه سال و همین طور بهترین نمایشنامه در جشنواره نمایش نامه نویسی بانوان شده و در تئاتر فجر هم که بازی شده 3 تا جایزه برده .

دیگه خیلی خارجکی خونده بودم گفتم یک سری به نویسنده های وطنی بزنم اونم از نوع بانوان .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

می دانی بزرگ ترین درد یک پهلوان چیست ؟ این است که زمانی که دیگر پهلوان نیست ، کسی از او یاری بخواهد .

 

امید را هرگز از خدا نخواسته و نمی خواهم ، چرا که اگر باشد ، باید خیلی چیزهای دیگر را هم بخواهم و آن وقت تازه بدبختی آغاز می شود .

 

تنها مرگ است که عشق را ابدی می کند .

 

هر کس که دیگری را دوست بدارد ، معشوق برایش در عالم بی همتاست و عشق یعنی همین .

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:40 توسط فرانک |

سفر ماه عسل

 

پاتریک مودیانو

نسرین اصغرزاده

 

انتشارات افراز

مرد که از روند زندگی خسته شده تصمیم می گیرد ناپدید شود و به کسی خبری ندهد در همین حال به مرور رویاهای جوانی اش و رویایی اش با یک زوج می پردازد . زن و مردی که در جنگ آشنا شده و تاوان زیادی پرداخته بودند .

خوب بود البته به نظرم داستان های مودیانو خیلی شبیه به هم هستند انگار هر چی می خونی چیز تازه ای نیست همون قبلی هاست و اینش را دوست ندارم اما در مجموع خوبه بد نیست چند تا از کتاباش را بخونید.

اینم از پرونده مودیانو که خیلی دلم می خواست بیشتر ازش بدونم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

از کدامین لحظه ی زندگی ام ، تابستان ها ناگهان با تابستان هایی که تا به آن زمان می شناختم تفاوت پیدا کرده بود ؟

 

مسیر یک زندگی روزی که به پایان می رسد ، خودش را از تمام چیزهای بی فایده و تزئینی پاک می کند .

 

زمانی از زندگی می رسد که دیگر هیچ دل بستگی ای وجود نخواهد داشت .

 

شرایط و موقعیت کنونی شما هر چه باشد ، روز حس خلاء و ندامت گذشته شما را فرا خواهد گرفت .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:25 توسط فرانک |

در كافه ي جواني گم شده

 

پاتريك موديانو

ساسان تبسمي

 

انتشارات افق

لوكي دختر جواني است كه گم شده به صورت ناگهاني شوهرش را ترك كرده و شوهرش از كارآگاهي مي خواهد كه به دنبال رد او باشد . در حقيقت داستان چند فصل هست و هر فصل از زبان يك رواي اما همه درباره لوكي تا بدين ترتيب سخنان فراد مختلف كنار هم قرار بگيره و شخصيت دختر جوان براي ما آشكارتر بشه .

قشنگ بود . اين كتابش را شايد بشه گفت بيشتر از بقيه باهاش ارتباط برقرار كردم يعني چهارچوب مشخص تري داشت و از اين ذره ذره آشكار شدن قضايا خوشم مي يومد هر چند من تيپ شخصيت اصلي هاي موديانو را نمي پسندم آدم هاي آشفته بي قرار به دنبال يك چيز ديگه اصلا با شخصيت خود من كه خيلي منطق گرا و عادي هستم نمي خوره . بيش از همه نثر موديانو را دوست دارم در مجموع .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:5 توسط فرانک |